باور به حضور سازمان های مردم نهاد در جوامع پیشرفته برابر با باور به رشد و ارتقای فرهنگی جامعه است. آمار سازمان های مردم نهاد در کشورهای پیشرفته بسیار بالاست، در حالی که این آمار در ایران به ازای هر ۱۰ هزار نفر یک سازمان مردم نهاد است. همین یک نکته کافی است تا ما ارزش حضور خود را در این جمع بیشتر بدانیم و سختی کار و بزرگی مسئولیت سازمان های مردم نهادی چون ریشه ها را بیشتر درک کنیم.
حفظ طبیعت و محیط زیست، کودکان بیمار نیازمند، دغدغه آموزش کودکان روستاهای دوردست، چالش بزرگ کودکان کار، کمبود بیمارستان های مجهز و امکان دارو و درمان رایگان برای تمام اقشار، دنیای سالمندان، کودکان بی سرپرست و زنان سرپرست خانوار، موضوعاتی هستند که جامعه ما را امروز به چالش می کشند و ما در مقابل این چالش ها فقط با باور به ایجاد تغییرات بنیادین فرهنگی کاری پیش خواهیم برد.
اما ریشه ها خود را در مقابل کدام چالش قرار داده؟
ریشه ها با انتخاب آسیب پذیرترین قشر جامعه، یعنی کودکان، و نه صرفا کودکان بلکه کودکان نیازمند و بی بهره از سطح فرهنگی و مالی بالا، خود را به چالش کشیده است؛ و البته نه از راه های معمول و سنتی، بلکه با نگاهی جامع تر و با زبانی آشناتر به زبان کودکی: بازی!
این زبان تنها راه شناخت نقصان های دنیای روحی و جسمی یک کودک است و ریشه ها با حضور در بیمارستان ها و راه اندازی اتاق های بازی فضای گفتگو را با کودکان مهیا کرده است؛ گفتگویی که قرار است به تعادل جسمی و روانی کودک بینجامد.
بیمارستان از نگاه کودک
سازمان بهداشت جهانی (WHO) در تعریف سلامتی می گوید: «سلامتی عبارت است از رفاه کامل جسمی، روحی، روانی و اجتماعی؛ نه فقط نبودن بیماری یا نقص عضو». تقریبا ۳۰ درصد کودکان دست کم یک بار در بیمارستان بستری می شوند و حدود ۵ درصد چندین بار بستری می شوند. علاوه بر جدایی از والدین، عوامل زیر نیز در اثر بیماری بر زندگی کودک نقش دارند:
- پریشانی های ناشی از بستری شدن به علت بیماری؛ مثل ناراحتی، درد، ترس، بلاتکلیفی و اضطراب والدین
- جدایی از تقریبا تمام امور و اشخاص آشنا و مانوس، مثل برادر و خواهر، خانه، دوستان، مدرسه و کارهای روزمره
- برخورد با تجربه های عجیب و تهدیدکننده، مثل کارهای دردناک درمانی، افراد جدید و ناآشنا و بیماران دیگری که درد می کشند یا از لحاظ روحی آشفته اند
بستری شدن های مکرر یا طولانی می تواند خطر اختلالات درازمدت رفتاری را بالا ببرد؛ به خصوص در میان کودکانی که خانواده هایشان به هر دلیل وضع نامساعدتری دارند. مشکلات رفتاری کودکان در دوره درمان یا پس از آن می تواند منشا سردرگمی و نگرانی والدین شود. بیماری های شدید و طولانی مدت کودکان فشار بسیاری به والدین تحمیل می کند؛ از جمله اختلال در روابط زناشویی، مراقبت از سایر فرزندان و انجام وظایف شغلی.
سایر فرزندان به سبب توجه و اضطراب والدین نسبت به کودک بیمار تا حدی فراموش می شوند. حتی در مواردی که بیماری از نظر متخصصان خفیف باشد، رفتار والدین در توجه به کودک بیمار ممکن است تا مدت ها پس از بهبودی کودک تغییر نکند.
البته فراموش نکنیم که وقتی جسم کمتر فعال است، امکان فعال تر شدن ذهن بیشتر می شود. همچنین محیط بیمارستان می تواند منبع تحریک، پرورش و ظهور استعدادهای مختلف نیز باشد!
و در این دنیا
ما با کودکان بازی می کنیم و آن ها از یاد می برند که بیمارند. در ناتوانی بیماری، با ذهن و منطق کودکی احساس می کنند که پیش از بیمار بودن، کودک هستند. با شادی و به بهانه بازی دارو می گیرند.
به بهانه بازی به آن ها می آموزیم که احساساتشان را بروز دهند، که برای تنی سالم باید با توجه و فرهنگی دیگر زندگی کنند، و که آینده سالم در دستان سالم آن ها و خانواده شان است.
ما در اتاق های بازی ریشه ها دنیایی می سازیم تا کودک به طور غیرمستقیم با زیستنی آگاهانه تر آشنا شود و باور داریم که این اتفاق ما را به آنچه هدف ماست نزدیک تر می کند: جامعه ای آگاه تر با ایجاد تغییرات بنیادین در آگاهی افراد آسیب پذیر جامعه؛ و به سادگی، خلق یک رویای کودکانه.
قسمت اول این مقاله را هم بخوانید.